انقلاب اسلامی برای ما همان کائوس یونانی بود و به نظر من آمد که ایران پس از انقلاب را بیشتر به عنوان آبستن جهان تازه ای ببینم تا امتداد آنچه انقلاب را، از همه سو، میسر ساخته بود
آسمان خراشها و بزرگراهها، نیروگاههای اتمی و جنگ افزارها جلوه های ظاهری توسعه هستند نه خمیرمایه ی آن. همایون بدنبال دگرگونی فرهنگی جامعه به عنوان تنها ضمانت برای توسعه ی پایدار بود. امروز – نه دیروز – این اندیشه و انگیزه چقدر بدیهی به نظر می رسد. نسل من به این «امر بدیهی»، که همایون برای دیروز ما می خواست، امروز رسیده است. بدین خاطر ما بگونه ای فرزندان و شاگردان همایون هستیم.
"داریوش همایون، بنیانگذار روزنامه صبح آیندگان، انديشمند واز دولتمردان نظام پیشین ایران هشتاد ساله شد. گردانندگان مجموعه فرهنگی ـ سیاسی تلاش، فرخنده مدرس و علی کشگر با تلاشی فراوان بههمین مناسبت شنبه شب ۲۷سپتامبر مراسم بزرگداشتی در شهر کلن آلمان برگزار کردند."
شامگاه شنبه بیست و هفتم سپتامبر امسال (۲۰۰۸ میلادی)، جشن هشتادمین سالگرد تولد داریوش همایون در یکی از هتلهای شهر کلن آلمان برگزار شد. حدود صد نفر از روزنامهنگاران، دانشگاهیان، فرهنگورزان و چهرههای سیاسی سرشناس خارج از کشور، در این جشن حضور داشتند. تازهترین کتاب داریوش همایون (روزگار من) همراه با آخرین شماره نشریه تلاش (ویژه داریوش همایون) هدیهای بود که کانون فرهنگی و سیاسی تلاش، به عنوان برگزار کننده جشن، تقدیم همایون و حاضران کرد.
با تغییر مناسبات قدرت هیچ اتفاقی نمیافتد. اگر واقعهای تكیهگاهی در تحولات حوزه اندیشه و خصوصاً حوزه تاریخ مفاهیم نداشته باشد، هیچ اتفاقی نمیافتد. یك ملت روی مفاهیم خودش میایستد. ستونهای استوار یك ملت، مفاهیم آن ملت هستند.
شب، پايان گرفتن آغازيده است. هر شبی را پايانی است و... سپيده می دمد. اين شدن ها و ديگر شدن ها قانون هستی است. هستی در تغيير است که روشنی و تازگی می يابد. بايد "رونده" را دوست داشت و نه "باقی" را!
رفته بودم به کلن دو روزی، اگر آلاسکا هم بود و مجبور به دیدن پوسترهای خانم سارا پلین هم می شدم بایدم می رفت. به سر می رفتم . بچه های تلاش خبر کرده بودند که می خواهند مراسمی بیارایند به مناسبت هشتاد سالگی داریوش همایون. یا چنان که من خوانده ام ایشان را همه این سال ها "آقای همایون" نه بیش و نه کم.
مسلما میتوان تصور کرد که درخشيدن در کنار همايون يکی از ستارههای تابنده و برجسته نظريهپردازی سياسی ايران کار سادهای نيست. اما پذيرفتن اين نکته که جمعی ساليان سال فرصت و رخصت آموختن و بهره گرفتن از چنين شخصيت پرباری را داشته اما همچنان فاقد بازدهی نظری باشند نيز راحت نمیباشد.