طیف مخالفان رژیم در بیرون ایران بیشتر انقلابیان پیشینی هستند که گاه نمی دانند بیشتر می خواهند با رژیم پادشاهی بجنگند یا جمهوری اسلامی. از درون ایران هیچ کس آگاهی درستی ندارد؛ این اندازه هست که هیچ جنبشی را نمی توان نشان داد که ادعا های کسان را تایید کند.
ما، همانقدرکه به رعایت دموکراسی، یعنی حاکمیت ملّت متعّهد هستیم، به مراتب در برابر استقلال وحاکمیت ملّی و به طریق اولی نسبت به تمامیت ارضی ایران که تبلور خواست و اراده تمامی ایرانیان است، نیز مقیدیم.
کم رنگ شدن حاکمیت دولت مرکزی در پاکستان، هر روزه شتاب بیش تر به خود می گیرد. افزایش بی ثباتی، شورش و کشتار در آن سرزمین قابل انتظار است. رقابت بر سر قدرت در مناطق قبیله ای که هم اکنون با زدوخوردهای مسلحانه بر علیه یک دیگر و گه گاه بر علیه نیروهای دولت مرکزی همراه است، گسترده تر شده و به ایران نیز، سرایت بیش تر خواهد داشت.
مهمترین مطالبی که در کنگره مورد تأکيد قرار گرفت؛ تعهد حزب به دمکراسی لیبرال برای آینده ایران، و دفاع از یک پارچگی و استقلال ایران در برابر جدائی خواهان و نیروهای که امروز خود را هویت طلب می نامند.
ریشه بخشی از نقض حقوق بشر را باید در باورها و فرهنگ مردم جستجو کرد! هنوز پرداختن به این دست از مباحث جایگاه شایسته ای در رسانه ها و البته در میان نویسندگان و روشنفکران ایرانی نیافته است.
ما برای هیچ فرد و گروهی حقی بیش از آنچه در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های آن آمده است نمی شناسیم و فدرالیسم، مانند عرفیگرائی، برای ما یک گزینه و موضوع مذاکره نیست
هر چه صدای پایم در این خاک، کهنهتر میشود، رقصِ موزونِ خاطرات گذشته دامنگیر من است و دلبستگیِ دمافزونم به آن خاک، تماشایی است. هر چیزی به هر بهانهیی مرا به آنجا میکشد از گیلاس تا انجیر. از باران تا جنگل. از لبخندِ شرماگینِ دخترکی جوان، تا میلِ گستاخانهی یک پسر. از شبنمی که آرام روی شمعدانی، خوابیده است تا عطرِ علفِ بارانزدهی غروب. ...
اگر بی ثباتی سیاسی در داخل رژیم تا خرداد ماه آینده ادامه داشته باشد، می توان انتظار داشت که در انتخابات ریاست جمهوری، وزنه ی سپاه در میان مدعیان قدرت، تعیین کننده باشد.
اتحاديه جهانی سنديکاها در گزارش ساليانه خود در باره وضعيت مبارزات صنفی و کارگری که روز پنجشنبه (بيستم نوامبر 2008) انتشار داد، به قتل 91 تن از فعالين سنديکائی در کشورهای مختلف اعتراض نمود.
ایران و غرب در عراق، افغانستان و پاکستان دارای منافع سرشاری هستند. در بسیاری از موضوعات پایه های هدف های هردو با هم همسو هستند. مذاکره می تواند از بار مشکلات هردو طرف که برای ایران در کوتاه و دراز مدت حیاتی و برای غرب بسیار سنگین است، تا اندازه زیادی به کاهد.
رابطه اوباما و ادبیات رابطهای چندوجهی است؛ او پیچیدهترین و فرهیختهترین رئیسجمهور آمریکا طی چند دهه اخیر است، کسی که خودش نویسنده است، کتاب میخواند و با ارزش کلمات آشنا است. در واقع اوباما از پلکان کلمات بالا رفت تا به مقام ریاستجمهوری رسید
آنچه برای ایران فردا در این فرایند [جهانگرایی]، که هر روز نیز با جهشی ناباورانه در حال حرکت به جلو است، اهمیت دارد، دستیابی به نظمی سیاسی، اقتصادی و پولی است، که جایگاه فرهنگی ما را از جایگاه جغرافیایی کنونی ما برافکند و به دنیای سازندگان و کارگردانان سدهی بیست ویکم وارد سازد، دنیایی که از آمدن ما استقبال خواهد کرد، ولی منتظر ما نخواهد ماند.
"من و روزگارم" یک زندگینامه فکری ـ سیاسی از یک زندگی سراسر سیاسی است و بیش از آن از زندگی شخصی می گوید که تمام عمر به خود و روزگارش اندیشیده است. می توان گفت که داریوش همایون روشنفکر - سیاستگر - روزنامه نگاری است که از هیچ حادثۀ سیاسی و از هیچ شخصیت سیاسی مهم روزگار خود، بدون مطالعه و تعمق عبور نکرده و کنکاش خود را تا حد رسیدن به یک داوری شخصی و مستقل ادامه داده است.
...باید این نکته را در بررسی نقد همایون به آرایش نیروهای سیاسی بازگفت که در بررسی او فقط لیبرالیسم تکیه گاه قرارگرفته و خبری از دستاوردهای سوسیال دمکراسی به مخاطب داده نمیشود.
ایران باید با غرب و به ویژه آمریکا، دارای روابط نزدیک باشد تا به تواند به طور موثر در کاستن از تشنج، برقراری ثبات، توسعه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی این سرزمین ها [عراق، افغانستان و پاکستان]که در نهایت تضمین آرامش در مرزهای کشور است، شرکت موثر داشته باشد.