اسلام در دو جبهه حیاتی، در پهنه فرهنگ و کیفیت زندگی، با هماوردی روبروست که از آن بر نخواهد آمد؛ هیچ نیازی به دادن امتیازات سیاسی (وارد شدن در اتحاد ها) یا فرهنگی (پذیرفتن نسبی گرائی) نیست
حق تعیینسرنوشت، بخشی از پژوهشی به نام «حقوق مردم» است. این بخش به فصلهائی مانند: پیشینه تاریخی ـ سیمای دوگانه ـ قانون اساسی ـ استعمارزدائی ـ حاکمیت دولت ـ جدائیخواهی ـ یکپارچگی و... (همه با افزودن «حق تعیینسرنوشت» بی یا با واو عطف) تقسیم شده است. موضوعهای بسیاری در این نوشتار نیامده و یا کوتاه شده است؛ مانند: تعریف حقوقی و پیشینه تاریخی و.... زیرا دکترین نوینِ حق تعیینسرنوشت، بویژه در بیرون از کشور، بیشتر مورد نیازاست؛ در حالی که ما، بیش از مرزهای نوین، به نوسازی یگانگی ملی نیازمندیم.
حزب مشروطه ایران برای این که به “کمال“ برسد و به حیث حزب لیبرال دموکراسی ایران، آن نقش بایسته را در استقرار دموکراسی و در آینده دموکراسی ایران به تمامی ایفا کند، بهتر است خود را از بستگی و چسبندگی با “پادشاهی مشروطه“ و “نماد“های آن برهاند. این نوسازی، پایگان اجتماعی “حزب“ را گسترش میدهد و به آن قوت و توان افزون میبخشد تا “به سهم خود سرتاسر سیاست ایران را برای رفتن به پیشباز هزاره تازه ملت ما آماده سازند.“
از همه دوستان گرامی که مرا به مناسبت زادروز من با مهربانی های ویژه و هدایای گران قدر خود نوازش کردند سپاسگزارم و اگر نمی توانم به سبب آشفتگی های ناگزیر به همه نام و نشان ها دسترس یابم و از تک تک دوستان سپاسگزاری کنم پوزش می خواهم.
اما یاد آن شب و محبت های سروران همواره با من خواهد بود و آن را به عنوان یکی از بهترین خاطرات خود نگاه خواهم داشت.
20 اکتبر 2008
...بحران مالی، کاهش رشد اقتصادی در سطح جهان را به همراه خواهد آورد. اما جهان گرایی اقتصادی حاکم، توانست از درهم ریزی نظام مالی جهانی پیش گیری کرده و به احتمال زیاد، با بازگشت اعتماد به نظام مالی، رشد اقتصادی نیز دوباره از سر گرفته خواهد شد.
در ایران مانند بسیاری کشور های عربی، میهن و کشور در ملت اسلامی حل نشده است که پاره ای روشنفکران از جمله در مصر از آن شکایت دارند؛ مردم ایران درس های اسلام در سیاست را بهتر و نزدیک تر جذب کرده اند
کسانی که در تعریف ملت سهم عنصر فرهنگ را به میزان هویت بالا میبرند، توجه نمیکنند که هویت و فرهنگ از یک سرشت نیستند و ماهیتا متفاوتند. حیات فرهنگ وابسته به قدرت زایندگی ریشهها و تغییر و پویایی و گشادگی آن در برابر فرهنگهای دیگر است. حال آنکه هویت پایدار و ثابت میماند. عنصری که حیاتش تابعی از تحول و تغییر است چگونه قادر است ماهیت بزرگتر و ثابت ملت را تعریف کند؟
انقلاب اسلامی برای ما همان کائوس یونانی بود و به نظر من آمد که ایران پس از انقلاب را بیشتر به عنوان آبستن جهان تازه ای ببینم تا امتداد آنچه انقلاب را، از همه سو، میسر ساخته بود
آسمان خراشها و بزرگراهها، نیروگاههای اتمی و جنگ افزارها جلوه های ظاهری توسعه هستند نه خمیرمایه ی آن. همایون بدنبال دگرگونی فرهنگی جامعه به عنوان تنها ضمانت برای توسعه ی پایدار بود. امروز – نه دیروز – این اندیشه و انگیزه چقدر بدیهی به نظر می رسد. نسل من به این «امر بدیهی»، که همایون برای دیروز ما می خواست، امروز رسیده است. بدین خاطر ما بگونه ای فرزندان و شاگردان همایون هستیم.
"داریوش همایون، بنیانگذار روزنامه صبح آیندگان، انديشمند واز دولتمردان نظام پیشین ایران هشتاد ساله شد. گردانندگان مجموعه فرهنگی ـ سیاسی تلاش، فرخنده مدرس و علی کشگر با تلاشی فراوان بههمین مناسبت شنبه شب ۲۷سپتامبر مراسم بزرگداشتی در شهر کلن آلمان برگزار کردند."
شامگاه شنبه بیست و هفتم سپتامبر امسال (۲۰۰۸ میلادی)، جشن هشتادمین سالگرد تولد داریوش همایون در یکی از هتلهای شهر کلن آلمان برگزار شد. حدود صد نفر از روزنامهنگاران، دانشگاهیان، فرهنگورزان و چهرههای سیاسی سرشناس خارج از کشور، در این جشن حضور داشتند. تازهترین کتاب داریوش همایون (روزگار من) همراه با آخرین شماره نشریه تلاش (ویژه داریوش همایون) هدیهای بود که کانون فرهنگی و سیاسی تلاش، به عنوان برگزار کننده جشن، تقدیم همایون و حاضران کرد.
با تغییر مناسبات قدرت هیچ اتفاقی نمیافتد. اگر واقعهای تكیهگاهی در تحولات حوزه اندیشه و خصوصاً حوزه تاریخ مفاهیم نداشته باشد، هیچ اتفاقی نمیافتد. یك ملت روی مفاهیم خودش میایستد. ستونهای استوار یك ملت، مفاهیم آن ملت هستند.
شب، پايان گرفتن آغازيده است. هر شبی را پايانی است و... سپيده می دمد. اين شدن ها و ديگر شدن ها قانون هستی است. هستی در تغيير است که روشنی و تازگی می يابد. بايد "رونده" را دوست داشت و نه "باقی" را!
رفته بودم به کلن دو روزی، اگر آلاسکا هم بود و مجبور به دیدن پوسترهای خانم سارا پلین هم می شدم بایدم می رفت. به سر می رفتم . بچه های تلاش خبر کرده بودند که می خواهند مراسمی بیارایند به مناسبت هشتاد سالگی داریوش همایون. یا چنان که من خوانده ام ایشان را همه این سال ها "آقای همایون" نه بیش و نه کم.
مسلما میتوان تصور کرد که درخشيدن در کنار همايون يکی از ستارههای تابنده و برجسته نظريهپردازی سياسی ايران کار سادهای نيست. اما پذيرفتن اين نکته که جمعی ساليان سال فرصت و رخصت آموختن و بهره گرفتن از چنين شخصيت پرباری را داشته اما همچنان فاقد بازدهی نظری باشند نيز راحت نمیباشد.